نیکان؛ حامی خانواده مدد جویان آسیب دیده از جنگ
حمایت از خانواده ها در جنگ؛ روایتی از رنج مضاعف و تلاش نیکان برای بازسازی امید
سال 1404 و عید 1405، برای همیشه در حافظه تاریخی ایران ثبت خواهد شد؛ روزهایی که آسمان تهران و بسیاری از شهرهای ایران رنگ دیگری داشت و صدای آژیرها به بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره تبدیل شد. در فاصلهای کوتاه، مردم ایران دو جنگ تمام عیار را تجربه کردند؛ جنگی 12 روزه در خرداد 1404 و جنگی 40 روزه از اسفند 1404 تا فروردین 1405 که جامعه را در شوک عمیق تری فرو برد. حالا تورم افسار گسیخته، سفره های خالی و سقوط آزاد ارزش پول ملی، زندگی را به معرکهای طاقت فرسا تبدیل کرده است.
در این میان، خانواده هایی که از پیش، پشت دیوارههای فقر و بی پناهی قرار داشتند، حالا با مجموعهای از فشارهای مالی و آسیب های روحی و روانی دست و پنجه نرم می کنند؛ نه تنها نان شب، که آرامش روان این افراد و خانوادهها آسیب دیده و روزهای دشواری را پشت سر می گذرانند. مؤسسه خیریه نیکان ماموت که با هدف خود کفایی خانوادههای کم برخوردار تلاش می کند، در تمام روزهای جنگ همراه مددجویان بوده و حالا بیش از گذشته، برای بهبود شرایط اقتصادی و روانی این خانوادهها تلاش میکند. مقاله پیشرو، نخست به شرایط کنونی جامعه ایران و بهخصوص وضعیت خانوادههای کمبرخوردار میپردازد و در ادامه مسیری برای حمایت از خانواده ها در جنگ ارائه می دهد.

نگاهی به شرایط پرتنش جامعه ایران و خانوادههای ایرانی
مردم ایران تنها ظرف یک سال، دو شوک بزرگ را پشت سر گذاشتهاند؛ جنگ 12 روزه خرداد 1404 و چند ماه بعد هم جنگ دوم که در اسفند 1404 آغاز شد. در این روزهای پر از تنش، موشک و آژیر، آسیب های جسمی و فشارهای اقتصادی و روانی، زندگی بسیاری از ایرانیان را دشوار کرده و همچنان چشم انداز روشنی برای آینده هم وجود ندارد.
تورم در ماه های پایانی سال 1404 به سطوح بی سابقهای رسید و پیش بینی ها از ادامه روند صعودی آن در بهار 1405 حکایت دارد. حتی پیش از تشدید آخرین جنگ، نرخ تورم مواد غذایی چنان افزایش یافت که قدرت خرید دهک های پایین جامعه را به شدت تهدید کرد. با ادامه تحریمها و آسیب های اقتصادی و روانی ناشی از جنگ، ارزش پول ملی سقوط کرده و بسیاری از خانوادهها برای تامین نان شب با مشکل مواجه هستند.
به عبارت دیگر، جامعهای که یک سال قبل از آن، با تورم شدید دست و پنجه نرم می کرد، امروز با ترکیبی از بحران معیشتی و بحران معنا رو به رو است. صدها هزار شغل در اثر جنگ از بین رفته و شمار زیادی از کارخانهها و شرکت ها آسیب دیدهاند. این اعداد و ارقام فقط روی کاغذ نیستند؛ آنها به معنای پدرانی هستند که دیگر شغلی ندارند و مادرانی که نمی توانند هزینه داروی فرزند بیمار خود را پرداخت کنند. دراینبین، رنج و فشاری که خانوادههای کمبرخوردار تحمل میکنند، دوچندان است. برای اطلاعات بیشتر با ما در ارتباط باشید.

ضرورت حمایت از خانواده ها در جنگ
در شرایط پر از فشار و استرس کنونی، تامین مسکن و غذا اولین اولویت است، اما زخم های روانی جنگ عمیقتر از آن هستند که با نان و دارو التیام یابند. تجربه زیسته شهروندان ایرانی در چهل روز جنگ و پس از آن، شامل بی خوابی، استرس مزمن، شنیدن صدای مهیب انفجارها، ترس از آینده و دیدن تصاویر دلخراش از هم وطنان است.
در چنین شرایطی، بخش قابلتوجهی از کودکان و نوجوانان ساکن در مناطق آسیبدیده، نیازمند حمایت از خانواده ها در جنگ که هم روانی-اجتماعی است ،هستند. کودکان شاهد صحنه هایی بودهاند که کابوسوار است؛ از تخریب خانه همسایه گرفته تا بمباران مدارس. این آسیبها اگر در کوتاه مدت درمان نشوند، به اختلالات شخصیتی و افسردگیهای مزمن در بزرگسالی تبدیل خواهند شد.
علاوهبراین، ضرورت دارد که نهادهای مدنی و دولتی دستبهکار شوند. سازمان بهزیستی ایران در روزهای پس از جنگ، خدمات روانشناسی رایگانی را فعال کرده و تیمهای بحرانی در مناطق جنگی به کار گرفته شدهاند اما این خدمات در مقابل جمعیت میلیونی نیازمند، همچنان ناچیز است. خانوادههای ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری به همدلی اجتماعی نیاز دارند؛ حمایت روانی یعنی گوشکردن به حرفهای یک مادر داغدار، یعنی ارائه مشاوره به کودکی که شبها از کابوس موشک بیدار میشود و یعنی بازسازی اعتمادبهنفس بازماندگانی که حس می کنند آیندهای ندارند.
رنج مضاعف خانوادههای مددجویان
اگر شرایط عمومی ایران سخت است، شرایط زندگی برای خانوادههای تحت پوشش نهادهای حمایتی (مددجویان) فاجعهبار توصیف می شود. این خانوادهها پیش از جنگ نیز با بودجههای خطفقر زندگی میکردند و حالا با افزایش سرسام آور قیمت مواد غذایی، حتی سبد پایه کالاهای اساسی برایشان غیرقابل دسترس شده است.
هجمه روانی جنگ بر روی این قشر، مضاعف است. آنها نهتنها نگران امنیت جانی خود هستند، بلکه دغدغه نان و آینده را دارند. زنانی که سرپرست خانوار هستند و کودکان کار و خیابان، آسیب پذیرترین گروهها در این میان هستند. نرخ بیکاری در میان زنان سرپرست خانوار به شدت افزایش یافته و با ازدست رفتن فرصتهای شغلی، یافتن منبع درآمد حتی به عنوان کارگر ساده نیز غیرممکن شده است. این قشر برای جلوگیری از فروپاشی شخصیت و هویت خود، نیازمند حمایتهای هدفمند روانی هستند.
در چنین شرایطی اگرچه نقش نهادهای دولتی برجسته و مهم است، اما همدلی و همراهی مردمی هم بسیار اثرگذار و تحولآفرین است. مؤسسه خیریه نیکان ماموت بهعنوان نهادی مردمنهاد که در جهت خودکفایی خانوادههای کمبرخوردار تلاش میکند، در روزهای پس از جنگ چهلروزه، فعالیت خود را دوچندان کرده تا این فشار مضاعف بر خانواده مددجویان کاهش یابد و مسیر خودکفایی ادامه پیدا کند؛ مسیری که نیازمند همراهی و حمایت همگانی است.
نیکان همراه حمایت از خانواده ها در جنگ
در میان این تاریکی، مؤسسه خیریه نیکان ماموت چراغ امید را روشن نگه داشته است. نیکان برخلاف بسیاری که در بحران متوقف میشوند، در دل بحران فعالتر شد. در طول جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه اخیر، تیمهای نیکان در کنار خانوادههای مددجو بودند.
نیکان خوب میداند که استرس جنگ با گرسنگی تشدید میشود و به همین دلیل، توزیع بستههای معیشتی و آذوقههای فصلی در اولویت قرار گرفت. کار نیکان اما به سبد کالا ختم نمیشود؛ این مؤسسه در حوزه خودکفایی تخصص دارد و درست در روزهایی که بسیاری از کارخانهها تعطیل شدند، نیکان پروژههای کارآفرینی خرد را دنبال میکرد. مؤسسه خیریه نیکان ماموت معتقد است که آرامش روانی زمانی به یک خانواده بازمیگردد که آنها از شوک جنگ عبور کرده و بر روی پای خود بایستند. ازاینرو، برنامههای توانمندسازی و مشاورههای عمومی برای کاهش آسیبهای روحی ناشی از جنگ، با جدیت در حال پیگیری است.

همراه مسیر خودکفایی و التیام زخمها شویم
حالا نوبت ماست؛ اگرچه نمیتوانیم جلوی موشکباران یا تحریمها را بگیریم اما میتوانیم سپری در برابر آسیبهای روحی و اجتماعی باشیم. من و شما میتوانیم بخشی از این زنجیره حمایت باشیم. مؤسسه خیریه نیکان ماموت درهای خود را به روی همه کسانی که حس همدلی دارند باز کرده است. لازم نیست حتماً منتظر کمپین بزرگ یا پویش ملی باشید. میتوانید همین امروز با همراهی فعالیتهای همیشگی نیکان، رنج یک خانواده کمبرخوردار را کمتر کنید. حمایت ما از حمایت از خانواده ها در جنگ میتواند به صورت کمکهزینه تحصیل برای کودکان بازمانده از مدرسه، تهیه کوله پشتی و لوازمتحریر برای مهرماه، یا حتی پروژههای نوآورانهای مانند تبدیل در بطری به ویلچر برای افراد دارای معلولیت باشد.
پس بیایید در مسیر خودکفایی خانوادههای کم برخوردار ایرانی با نیکان همراه شویم و اجازه ندهیم جنگ، آینده فرزندان این سرزمین را از بین ببرد.
نظرات
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟