فراخوان کمک به تکمیل خانه آقا مهدی
- جمع آوری شده ۴۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
- مبلغ هدف ۴۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
- مبلغ باقیمانده ۰ تومان
- حامیان ۱۹ نفر
- زمان ثبت ۱۴۰۴/۰۸/۱۵
مهدی در آستانه فصلی سرد چشم به راه خانهایست؛ تا شب، بر بالین همسر و تنها فرزندش آرامشی از جنس امید را تجربه کند. او میخواهد سقفی بالای سرش باشد که با دستهای خود ساخته است. مهدی تعمیرکار لوازم خانگی، زندگی را با یارانههای معیشتی میگذراند و تا امروز در خانهای کوچک با مبلغ 15 میلیون تومان ودیعه و 1.5 میلیون تومان اجارۀ ماهیانه زندگی میکند.
رویای او دیوار است. دیواری که پناه او و خانوادهاش باشد. او حالا تکه زمینی را از مسکن ملی خریده است. برای تکمیل خانه و برای شیرآلات آن چشم امیدش را به دستهای ما دوخته است.
همیشه برای ساختن خانه یک دست کافی نیست. بیایید تا با مشارکت در تهیه مبلغ 40 میلیون تومان دست به دست مهدی دهیم تا نیکی از شما نیکان به خانهاش راه یابد.
شماره کارت بانک صادرات :5571-9000-6919-6037
شماره حساب صادرات : 0103195492009
حساب شبا بانک صادرات : IR330190000000103195492009
به نام موسسه خیریه نیکان ماموت
گاهی مردی در دل زمستان زندگی میایستد و با دستانی ترکخورده، رؤیای ساختن یک پناه گرم را برای خانوادهاش زنده نگه میدارد. گاهی امید در میان سادگی روزهای سخت پیدا میشود؛ جایی که چراغ خانه هنوز به شوق بودن در کنار عزیزان روشن است.
آغاز قصه
آقا مهدی، پدری آرام و زحمتکش، سالهاست در خانهای کوچک و استیجاری، زندگی را با تکیه بر تلاش و یارانههای معیشتی میگذراند. همسر مهربانش و تنها فرزندشان، همۀ دنیای او هستند و دلش میخواهد شبی فرا برسد که زیر سقفی که خودش بنا کرده، آرام بگیرند. تکه زمینی که از مسکن ملی خریده، برای او فقط خاک نیست؛ رؤیای خانهایست که سالها در دل زنده نگه داشته است.
روایت یک نیاز
خانه نیمهکاره است، بیصدا اما چشمانتظار؛ صدای آرزوهای بیشمار زیر سقف این خانۀ نیمهکاره انعکاس مییابد. دیوارها بالا رفتهاند، اما هنوز آب در رگهای خانه جاری نشده؛ سادگیای که هر روز، زندگی خانواده را به تعویق میاندازد. آقا مهدی دلش میخواست با دستهای خودش همه چیز را تمام کند، اما نبودِ توان مالی اجازه نمیداد. او تنها ۴۰ میلیون تومان برای خرید شیرآلات کم داشت، فاصلهای کوتاه تا یک زندگی تازه.
همراهی حامیان
اما در این مسیر، دلهایی رسیدند که گرمایشان از آفتاب بیشتر بود. با مشارکت 19 نفر از حامیان، تمام مبلغ مورد نیاز تأمین شد؛ رقمی که به بلندای یک سقف، یک خانواده را از اضطراب رهانید. اکنون خانه آقا مهدی دیگر در نیمۀ راه نیست؛ نفس میکشد، کامل میشود و لبخند خانواده را در خود جا میدهد.
اهمیت این اقدام
این روایت آرام گرفتن یک خانواده بود. در دستان پر مهری که زنجیرهای از آرزوها را به واقعیت تبدیل کردند. روایت بازگشت امید به دل پدری که سالها بار زندگی را بیصدا بر دوش کشیده بود.
امروز، خانهای کوچک اما امن، در انتظار قدمهای خانوادهایست که با کمک شما، از زمستان دشوار عبور کردهاند
جمعبندی
اینک، آقا مهدی یک قدم به رؤیای دیرینهاش نزدیکتر است، به شبی که چراغ خانهاش روشن باشد و نوای دلانگیزآرامش همانند یک پیچک دور تا دور ستونهای آن بپیچد.
حمایت شما، نه فقط آجرهای یک خانه، که سهمی از امنیت، آسایش و آینده را به خانوادهای بخشید که سزاوار این آرامش بودند.