فراخوان فوری درمان سرطان طناز خانم
- جمع آوری شده ۳۹,۰۰۰,۰۰۰ تومان
- مبلغ هدف ۳۹,۰۰۰,۰۰۰ تومان
- مبلغ باقیمانده ۰ تومان
- حامیان ۴ نفر
- زمان ثبت ۱۴۰۴/۱۲/۰۹
طناز کوچولو دنیا را با بیمارستان شناخت. با نور سفید سقفها، داروها و دستهایی که همیشه میخواستند او را نجات بدهند. او هنوز کودک است، اما بیشتر از سنش صبر بلد است. سرطان خون از دو سالگی مهمان زندگیاش شد و از آن روز، مادرش یاد گرفت لبخند بزند حتی وقتی دلش میلرزد. مانا خانم، مادر طناز، هر روز بین امید و ترس راه میرود و آرزویش ساده است: سلامتی طناز، نور چشمش. هزینه دارو و درمان، برای خانوادهای که پشتوانهای ندارد به دیواری بلند تبدیل شده. اما همیشه بلندترین مانعها با همراهی جمعی کوتاهتر میشوند. برای ادامه درمان طناز 39 میلیون تومان نیاز است. عددی که وقتی میان دلهای بزرگ تقسیم شود زیاد نیست. بیایید کاری کنیم که خاطره کودکی او کمتر از بیمارستان و بیشتر از زندگی باشد.
شماره کارت بانک صادرات:
6037-6919-9000-5571
شماره حساب صادرات :
0103195492009
حساب شبا بانک صادرات :
IR330190000000103195492009
به نام موسسه خیریه نیکان ماموت
گاهی میان درد و درمان، فاصلهای هست به اندازهی یک دستِ یاری. فاصلهای که اگر پر شود، امید دوباره در رگهای زندگی جاری میشود و اگر نه، نگرانی جای نفسهای آرام را میگیرد. در چنین لحظههایی، مهربانی آدمهاست که میتواند راهی تازه باز کند؛ راهی که کودکی دوباره فرصت لبخند زدن پیدا کند و مادری با قلبی آرامتر فردا را نگاه کند.
آغاز قصه
طناز کوچولو دنیا را با بیمارستان شناخت؛ با نور سفید سقفها، بوی دارو و دستانی که همیشه برای نجاتش در تلاش بودند. هنوز کودک است، اما صبری در نگاهش هست که انگار سالها زندگی را تجربه کرده. از دو سالگی، سرطان خون مهمان زندگی او شد و از همان روز، مادرش مانا خانم یاد گرفت میان ترس و امید قدم بردارد؛ با لبخندی که گاهی پشت آن هزار نگرانی پنهان است. آرزوی او ساده اما بزرگ است: دیدن روزی که طناز بیدرد بدود، بخندد و کودکیاش را نه در بیمارستان، بلکه در آغوش زندگی تجربه کند.
روایت یک نیاز
برای ادامه مسیر درمان طناز، تهیه داروها و هزینههای پزشکی ضروری بود؛ هزینهای که برای این خانواده بدون پشتوانه، به دیواری بلند تبدیل شده بود. اما این دیوار با مهربانی دلهای بزرگ کوتاه شد. مبلغ ۳۹ میلیون تومان با همراهی ۴ نفر از حامیان مهربان فراهم شد و نوری تازه در مسیر درمان طناز روشن کرد. این همراهی نشان داد که گاهی چند قلب مهربان میتوانند معجزهای بزرگ برای یک زندگی کوچک رقم بزنند.
پایان قصه
امروز، طناز هنوز در مسیر درمان قدم برمیدارد؛ اما دیگر تنها نیست. پشت این مسیر، دستهایی هست که امید را برایش زنده نگه داشتهاند. مهربانی شما حامیان، لبخندی تازه بر لبان این کودک نشاند و دل مادری را آرامتر کرد. در روشنایی این همراهی، طناز یک قدم دیگر به روزهایی نزدیکتر شد که خاطرات کودکیاش بیشتر از درد، پر از بازی، خنده و زندگی باشد.